مهديسمهديس، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

مهدیس نفس مامان و بابا

اتفاق بد

1391/4/3 12:27
160 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيز مامان

اين اتفاق هفته پيش عصر روز يكشنبه 91/3/28 افتاد كه ماداشتيم مي رفتيم خونه مادربزرگ بابا مهدي كه توراه از روي صندلي عقب ماشين كيف منو بردند. خيلي لحظه بدي بود. بابا تا رفت دنبالشون سه تا موتوري با قمه اومدند جلوي بابا و كيف من رو بردند. شما هم از سر و صدا و گريه هاي من و جمعيتي كه دورمون جمع شده بود شوك زده شده بودي و بهونه گيري مي كردي.و من هم خيلي نگرانت بودم كه به تو آسيبي نرسيد چون تازگيها مي ري صندلي عقب مي شيني و الان هم به خاطر اين گروني ها زورگيري و خفت گيري و بچه دزدي زياد شده. كه زنگ زديم پليس 110 اومد و گزارش نوشت و معرفي كرد به كلانتري و يه عالمه دوندگي. تو كيفم مداركام گواهينامه، كارت دانشگاه، عابر بانكهام و گوشيم و وسليه هايي كه توي كيف يك خانم هميشه هست بود. جالب اينجا بود كه توي عابربانكم رمزشم بود چون تازه گرفته بودم اصلاً استفاده نكرده بودم و اونروز هم تازه حقوقامون رو ريخته بودند. بيشتر نگراني من به خاطر شما و عابربانكم بود كه دايي ميثم زنگ زد پشتيباني و برام كارتم رو سوزوند (خدارو شكر). ولي بايد به خاطر گوشيم و مداركام برم دادسرا و يه عالمه دوندگي.

و يه توصيه كه كيفهاتون رو هيچ وقت عقب نزاريد و خيلي مراقب باشيد. دزدي خيلي زياد شده.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان دانیال
4 تیر 91 10:15
الهی. اصلا نمیتونم تصور کنم اون لحظه چی کشیدی. حما خیلی ترسیدی. بمیرم الهی . خدا رو شکر جونتون سلامته. مواظب باش عزیزم و صدقه بده تا بلا ازتون دور بمونه. راستی عکسهای مهدیس تو تولد دانیال رو گذاشتم تو وبلاگ دانی. دوست داشتی برو ببین
مامان دانیال
4 تیر 91 10:16
مانی محیا
7 تیر 91 11:24
آخی. بمیرم چه بلایی. خدا نگهدارمون باشه. بخدا از صبح میای بیرون تا شب فقط خود خدا باید بهمون رحم کنه.. بقول شما مردم هم جز دزدی کاری از دستشون برنمیاد. خونمونو کردن تو شیشه. شاید منم یه روز دزد بشم. چاره ای ندارم خواهر
مامان صدف
13 تیر 91 8:33
عجب اتفاق بدی. خدا رحم کرد بهتون آسیبی نرسوندن.
مامان صدف
20 تیر 91 13:14
هر روز صدقه رد کن